باران ابتدای گریه های تو و انتهای آرامش من است Z H W A N SH A E

خرید بک لینک

درد هایت را بر من بباران و آرام بخواب می دانم باران بیقرارت کرده است.

باران ابتدای گریه های تو و انتهای آرامش من است. می دانم چشمانت

خیس است و گونه هایت را سیل می برد و قطر قطره مرا به مردن

نزدیکتر می کنی، می فهمم تنهایی ات را و جنس دل شکستگی ات را ،

ارمغان سالها و ماهها خودت را از من دریغ کردن یادم داد تا در این نابهنگام

باران پاییزی نامه هایت را خواناتر بدانم. هیس ........ آرامتر........... هم تو را

می گویم و هم باران را ، نگذار دلم هق هقت را بشنود و شیداتر شود

تنهایی اش، و این همه نوشته هایم از ناقراری ات بارانی تر شود

بی تردید سرت را بر بالش بگذار به همین نزدیکی خواهم آمد و زندگی را بر

دستانت جاری خواهم کرد

پیله ات را پروانه می کنم و نقطه های نا بسیار زیادی بر پایان پریشانی ات

پل می کنم، شبیه یک اتفاق ساده می افتم و می شکنم تنهایی ات را،

تو خوابیده ای و من هنوز باران را در واژه ها به بند می کشم و در سطر

بعدی خودم را به مقصد تو ترک می کنم به شرط آن که تا رسیدنم، چمدانت به مقصد

کسی دیگر نبسته باشی.

نوشته شده توسط ریژوان در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 8:46 موضوع | لینک ثابت

فراموشت نکرده ام و نخواهم کرد. zhwan شایی...

ما را در سایت فراموشت نکرده ام و نخواهم کرد. zhwan شایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 5:53

صفحه بندی